جوان آنلاین: جهش مجدد قیمت تخممرغ، باز هم فاصله میان «توان تولید» و «توان مدیریت بازار» را به صورت وزارت عریضوطویل جهاد کشاورزی کوبید و نشان داد در شرایطی که کشور سالانه حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار تن تخممرغ تولید میکند و از نظر تأمین این محصول در موقعیت خودکفایی قرار دارد، افزایش قیمت از شانهای ۳۲۰ هزار تومان به حدود ۴۵۰ هزار تومان، نمیتواند با منطق کمبود تولید توضیح داده شود و آنچه در این مقطع رخ داد، بیشتر از آنکه ناشی از کاهش عرضه واقعی باشد، حاصل اختلال در زنجیره توزیع و ناتوانی بازار در جذب یک شوک کوتاهمدت بود.
کالاهای اساسی، بهویژه محصولاتی که مصرف روزانه دارند، با یک ویژگی مهم اقتصادی مواجهاند، بهطوری که کوچکترین کاهش در عرضه جاری میتواند واکنش قیمتی شدیدی ایجاد کند و دلیل آن هم این است که مصرفکننده امکان جایگزینی یا به تعویق انداختن خرید را ندارد و فروشنده نیز برای حفظ موجودی خود، قیمت را متناسب با شرایط جدید تنظیم میکند. به همین دلیل، مدیریت این بازارها فقط به میزان تولید وابسته نیست، بلکه به کیفیت ارتباط میان تولیدکننده، شبکه حملونقل، عمدهفروش و خردهفروش بستگی دارد. در ماجرای اخیر نیز تعطیلی چندروزه باعث شد جریان انتقال تخممرغ از واحدهای تولیدی به بازار کاهش پیدا کند و این اتفاق اگرچه کوتاهمدت بود، اما اثر آن در قیمتها نمایان شد و همین مسئله یک ابهام به وجود میدارد که چرا بازاری که از ظرفیت تولید کافی برخوردار است، در برابر یک وقفه موقت چنین واکنشی نشان میدهد؟
شاید بشود پاسخ را در ضعف سازوکارهای تنظیم بازار جستوجو کرد، زیرا اقتصادی که برای تأمین کالاهای ضروری به پایداری نیاز دارد، نمیتواند فقط به استمرار شرایط عادی وابسته باشد؛ بنابراین تعطیلی، اختلال حملونقل، نوسان هزینههای تولید یا تغییرات ناگهانی در تقاضا، بخشی از واقعیت هر بازار است و سیاستگذار باید برای این شرایط، ابزارهای پیشبینی و کنترل داشته باشد؛ نه اینکه پس از افزایش قیمت، فقط به افزایش عرضه و وعده بازگشت قیمتها اکتفا کند. البته کاهش دوباره قیمتها پس از افزایش عرضه، یک نکته مهم را هم یادآوری میکند که بازار با کمبود ساختاری مواجه نبوده است، اما همین موضوع، ضعف دیگری را برجسته کرد و وقتی یک بازار از نظر تولید در وضعیت مناسب قرار دارد، انتظار میرود سازوکار توزیع نیز به همان اندازه توانمند باشد. پس خودکفایی وقتی برای مصرفکننده اهمیت دارد که محصول با ثبات قیمتی و بدون شوکهای ناگهانی به دست او برسد.
همچنین سیاستهای بخش کشاورزی عمدتاً بر افزایش تولید و تأمین نهادهها متمرکز است که اهمیت آن قابل انکار نیست، اما تجربه بازار تخممرغ نشان میدهد مرحله پس از تولید نیز به همان اندازه اهمیت دارد و اگر شبکه توزیع، ذخیرهسازی و مدیریت عرضه تقویت نشود، دستاورد تولیدی نمیتواند به کاهش فشار بر مصرفکننده منجر شود. از سوی دیگر، بازار کالاهای اساسی نیازمند نگاه زنجیرهای است و تولیدکننده نباید فقط حلقه مورد توجه باشد و مصرفکننده نیز نباید آخرین بخش این زنجیره تلقی شود؛ بنابراین میان این دو، مجموعهای از فرآیندهای حمل، نگهداری، توزیع و نظارت قرار دارد که ضعف هر کدام میتواند هزینه نهایی را افزایش دهد.
همچنین افزایش قیمت تخممرغ شاید با بازگشت عرضه فروکش کند، اما مسئلهای که باقی میماند، میزان آسیبپذیری بازار در برابر شوکهای کوچک است و بازاری که در تولید یک کالای راهبردی به ظرفیت قابل قبول رسیده، باید در مدیریت جریان آن کالا نیز به همان سطح از توانمندی برسد. بههرروی، ثبات بازار محصول صرفِ تولید بیشتر نیست، بلکه نتیجه هماهنگی میان تولید، توزیع و سیاستگذاری است و اگر این هماهنگی شکل نگیرد، حتی یک تعطیلی کوتاه نیز میتواند هزینه خود را از جیب مصرفکننده دریافت کند.